3 دقیقه
هالیوود بارها به داستانهای صعود و سقوط بازمیگردد. این بار نورافکن روی لنس آرمسترانگ است و ادوارد برگر هدایت پروژه را برعهده دارد؛ آستین باتلر قرار است نقش قهرمان سقوطکرده را بازی کند.
برگر چند پروژه پرمخاطب را همزمان پیش میبرد. «استرادیواریوس» برای نتفلیکس، یک فیلم مرموز به نام «مانع» که گزارشها میگویند باتلر در آن حضور دارد، و زمزمههایی که او برای کارگردانی جیسون بورن بعدی در نظر گرفته شده است. او پیش از این با ستارههای سطح اول همکاری کرده: «رایدرز» با بازی برد پیت برای انتشار توسط استودیو ای۲۴ در سال آینده برنامهریزی شده است.
قرار است تولید از ژانویه آغاز شود. انتخاب بازیگران در حال انجام است و فیلمنامه را زک بیلین، نویسندهٔ پشتِ «کینگ ریچارد»، نوشته است. تهیهکنندگان شامل اسکات استوبر و نیک نِسبیت هستند؛ استوبر، دوست دیرین آرمسترانگ، گفته شده که اصرار داشت هر تصویرسازی کاملاً بیپرده و صادقانه باشد. پس از مذاکرات طولانی، آرمسترانگ با این شرط موافقت کرد.
شرکت اپل اوریجینال فیلمز حقوق را در فوریه پس از یک جنگ پیشنهاد تنگاتنگ میان استودیوها و سرویسهای پخش به دست آورد. طرح خلاقانه گویاست: تصور کنید انرژی جنبشی یک درام فرمول یک در ترکیب با افراطنمایی بیباکِ «گرگ والاستریت». انتظار فیلمی با سرعت، شور و اصطکاک اخلاقی را داشته باشید، نه یک ستایشنامه.

قوس زندگی آرمسترانگ شبیه یک تراژدی یونانی مدرن است. او سرطان را شکست داد. به ورزش بازگشت. سپس هفت سال پیاپی رقابت تور دو فرانس را تحت سلطه خود قرار داد. اما آن پیروزیها از او گرفته شد. سالها دوپینگ را تکذیب کرد، سپس اعتراف کرد. آن اعتراف فقط یک حرفه را پایان نداد؛ زندگی عمومی او را دگرگون کرد.
این برداشت هالیوود از داستان آرمسترانگ نخستین نمونه نیست. در ۲۰۱۵ استیون فریرز فیلم «پروگرام» را کارگردانی کرد که بن فاستر تصویری تاریک و بیتسامح ارائه داد. خود آرمسترانگ در آن تولید شرکت نکرد و فیلم برای بسیاری تماشاگران پنهان ماند.
برگر با رزومهای سنگین وارد میشود. «همه آرام در جبهه غرب» برای نتفلیکس (۲۰۲۲) چهار اسکار گرفت و او را به یکی از کارگردانان پرتقاضا تبدیل کرد. سپس «کونکلاو»، درامی دربارهٔ پاپ، را ساخت که نامزدهای متعددی در اسکار داشت، اگرچه اثر تازهترش «سرود یک بازیکن کوچک» با استقبال منتقدان و تماشاگران در همان حد موفق نبود.
آنچه این فیلم جدید درباره آرمسترانگ را تماشا کردنی میکند، تازگیِ سوژه نیست. بلکه وعدهٔ پیچیدگی است: کارگردانی در اوج نفوذ، بازیگری کاریزماتیک همچون باتلر، و فیلمنامهای که به جای سفیدشویی دنبال شفافیت است. آیا فیلم میتواند شوکت و جسارت را با پاسخگویی اخلاقی متوازن سازد؟ این پرسشی است که همه هنگام شروع فیلمبرداری منتظر پاسخ آن خواهند بود.



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.