4 دقیقه
راکون سیتی هرگز اینقدر پرصدا احساس نشده بود. از اولین قاب تا آخرین انفجار آشوب، زک کرگر احتیاط را کنار میگذارد و نمایشی ترسناک میسازد که باید روی بزرگترین پرده دیده شود. نفسهای کوتاه. سکانسهای طولانی و کوبنده. تأثیرگذار است.
نقدهای اولیه تقریباً همگی مثبت بودهاند، و نه فقط بهخاطر وحشت ناگهانی. منتقدان این فیلم را یک بلاک باستر ترسناک کامل میدانند که همزمان با افزایش مقیاس و خونآشامی، فضای دلهره و ریتم بازیها را هم حفظ میکند. ای.جی. مورنو، در گزارش تامیتومتر، از تماشاگران خواست آن را در سینمای پرجمعیت تجربه کنند و گفت فیلم در بهترین حالتش وقتی به تجربهای جمعی تبدیل میشود که بلند، شلوغ و هیجانانگیز باشد.
مارک کاسیدی، منتقد دیگری در تامیتومتر، تحسین کرد که فیلم چگونه تنشِ مبتنی بر بازی را به زبان سینما تبدیل کرده است. او صحنههایی را توصیف میکند که هم خونین و هم، بهطور غافلگیرکنندهای، بامزهاند، و اعتراف میکند فیلم چندین بار او را به پرش واداشته است. چنین واکنشی اهمیت دارد: ترساندن مخاطبان حرفهای ژانر وحشت کار سادهای نیست.
کلوین چاوز از اسپلاشریپورت رک و صریح بود. فیلم از صحنه آغازین شتاب میگیرد و هرگز متوقف نمیشود. او برخی از جلوههای موجودات را با فیلم «چیز» جان کارپنتر مقایسه کرد و به موجودات عجیب و پیچیده و وحشت بقا بیامان اشاره نمود. او این را بهترین اقتباس رزیدنت اویل در سینما خواند و آستین آبرامز را برای بازی زمینی و انسانی تحسین کرد.

نظرات دیگر هم همین احساس را تکرار کردند. تریستین سیریکا اشاره کرد که فیلم خشونت را با طنز مناسب و بهموقع متعادل میکند و آستین آبرامز را بهعنوان مردی عادی که ناگهان در مقابل ناممکن قرار میگیرد برجسته ساخت. جردن مورو از واریته پا را فراتر گذاشت و این اثر را یکی از قویترین اقتباسهای بازی ویدیویی در حافظه اخیر خواند و برای هر دو جنبه ترس و لحظات محبوب تماشاگران نمره بالا داد.
این واقعاً یک بلاک باستر ترسناک است: بزرگ، خونین، و بهطور شگفتآوری وفادار به فضای بازیها
کرگر که نام خود را با آثار کوچکتر و غافلگیرکننده کسب کرده بود، برای اولین بار در چارچوب یک استودیوی بزرگ کار میکند و واضح است از مهمات اضافی لذت میبرد. او فیلمنامه را با شِی هَتن همنویسی کرده و آبرامز را با گروهی از بازیگران پشتیبانی از جمله زک چری، کالی ریس و پال والتر هاوزر احاطه کرده است. موقعیت داستانی کمحرف و پرتنش است: آبرامز نقش یک فوریتچی را بازی میکند که باید بستهای حیاتی را به بیمارستان عمومی راکون سیتی منتقل کند درست در همان زمانی که شیوع آغاز میشود و شهر در موجی از مردگان متحرک فرو میریزد.
قابل توجه است که کرگر تصمیم نگرفت روی نمادهای شناختهشده فرنچایز مثل لئون اس. کندی یا جیل ولنتاین تکیه کند. در عوض او داستانی تازه و مستقل ساخته است - انتخابی که از بسیاری از منتقدان برای شجاعت و نوآوری تحسین گرفت و از سوی بعضی از طرفداران قدیمی که انتظار دیدن چهرههای آشنا را داشتند با ناامیدی روبهرو شد. خود کرگر پذیرفته که دستکم گرفتن شدت دفاع برخی از بخشهای هواداران از داستان رسمی، کمی سادهلوحی بوده است.
این فیلم همچنین پشتوانه طولانیای دارد. شش فیلم پیشین رزیدنت اویل با بازی میلا یووویچ نقشآفرینی کردند و به فرنچایز کمک کردند تا مرز یک میلیارد دلار فروش جهانی را عبور کند. در سال ۲۰۲۱، کارگردان یوهانس رابرتس سری را با «رزیدنت اویل: خوش آمدید به راکون سیتی» بازراهاندازی کرد. این ورودی جدید، که توسط سونی پیکچرز در ۱۸ سپتامبر منتشر شد، به نظر میرسد بحثها درباره نحوه اقتباس بازیهای ویدیویی برای سینما را دوباره شعلهور کند - نه با کپی کردن، بلکه با ترجمه حال و هوا، ضربآهنگ و ترس.
واکنشهای اولیه اجتماعی همان ستونهایی را برجسته میکند که منتقدان نام بردهاند: خشونت ملموس، تنش مداوم، طراحی خلاقانه موجودات و لحنِ وفادار به بازیها بدون تبدیل شدن به یک بازسازی. پس طرفداران چه کار کنند؟ بلیت بخرند. دوستان بیاورند. اگر میخواهید آزادانه فریاد بزنید، نزدیک صندلیهای عقب بنشینید.




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.