3 دقیقه
زک اسنایدر صبح بعد از اکران تورنتو بیدار شد و کاری را کرد که بسیاری از سینماگران از انجامش اجتناب میکنند: شبکه X را باز کرد و جو را خواند. فید مثل میدان جنگ بود. نظرات مثل ترکش به اطراف پخش میشدند.
منتقدان مهربان نبودهاند. متاکریتیک نزدیک به 16 از 100 ایستاده و راتن تومیتوز حدود 18 درصد است. ارقام سخت. تیترها حتی تندتر. اسنایدر که فیلم آخرین عکس را خودش تأمین مالی کرد و اکتبر گذشته در کلمبیا با استوارت مارتین و فرا فی فیلمبرداری کرد با بودجهای برآورد شده در حدود ۱۰ میلیون دلار، فیلم را بهعنوان برداشت خود از یک آپوکالیپس ناو معرفی میکرد. هیچ استودیویی سراغش نرفت، بنابراین فیلم بهعنوان یک عنوان فروشی از سیایای وارد تورنتو شد و دنبال خریداری میگشت.
اکران حدود ۱۲۰۰ تماشاگر داشت. واکنش آنلاین اما بسیار بزرگتر احساس میشد. هزاران نظر سریع و جَوّی. بعضی خوانندگان اعتراف کردند حتی فیلم را ندیدهاند. یکی از پستهایی که اسنایدر به آن اشاره کرد، عملاً اعتراف میکرد: «من آن را ندیدهام، اما مطمئنم وحشتناک است.» برخی دیگر تاریکتر و شخصیتر بودند، تهدیدها و برچسبهایی که عمیقتر از یک نقد بد برش میزدند. صداهایی که او را «فاشیست» میخواندند و حتی تهدیدهای مستقیم از جمله پاسخهایی بودند که او با صدای بلند خواند. او سخت واکنش نشان داد. او تأکید میکند که فاشیست نیست.

اتهام دیگری که بیشتر او را آزرده کرده بود، زنستیزی بود. اسنایدر تلاش کرد چارچوب اخلاقی فیلم را توضیح دهد و استدلال کرد خشونت روی پرده هیچ گروهی را بهصورت ویژه هدف نمیگیرد. او گفت «عدالت مانند طوفان فرود میآید»، که به این معنا بود فیلم قربانیان و مرتکبان را بدون استانداردهای دوگانه مبتنی بر جنسیت رفتار میکند. پاسخها کوتاه و صریح بود. اما ظرافتها بندرت در شبکههای اجتماعی پیروز میشوند.

تمام این جنجالها پیامدهای واقعی دارد. نمایش در جشنواره فقط درباره تشویق نیست؛ درباره قراردادهاست. و تا کنون هیچ قراردادی برای عنوان اسنایدر بسته نشده است. تنها فروش قابل توجه تا امروز در تورنتو مربوط به فیلم ریور بود که گزارش شده به یونیورسال و بلومهاوس بیش از ۱۰ میلیون دلار رفته است. دیگر نامزدها مانند باکینگ فاستارد، آلفا گنگ، ویلسون شد و کلوزینگ نایت هنوز فروخته نشدهاند و فیلم آخرین عکس در میان آنها نشسته و در ادراک عمومی آسیب دیده است.
چه کسی الآن ریسک خواهد کرد؟ به نظر نمیرسد استودیوهای بزرگ تمایل داشته باشند. نیروهای بوتیک مانند ای۲۴، نیون یا موبی هم احتمالاً قابل دسترس نیستند. این وضعیت توزیعکنندگان مستقل میانرده را باقی میگذارد، شرکتهایی مانند ورتیکالز، کچاپ اینترتینمنتز و برایارکلیفس که به نجات پروژههای بحثبرانگیز مشهورند؛ نه برای ساخت بلاکباستر بلکه برای یافتن بازاری برای آنها.

دلخوری اسنایدر تا حدی شخصی و تا حدی عملی است. او تماشاگر فیلمی است که خودش تأمین مالی کرده و حالا قبل از اینکه سرنوشت تجاریاش مشخص شود بهعنوان هدف فرهنگی بازتعریف شده است. حکم آنلاین سریعتر از خریداران واقعی حرکت میکند و در اقتصاد جشنوارهها ادراک اغلب برابر با قیمت است. اگر جنگ شبکههای اجتماعی ادامه پیدا کند، توزیعکنندگان احتمالی ممکن است دوباره فکر کنند و فیلمی که بهعنوان یک قمار هنری پرریسک آغاز شده بود ممکن است به داستانی هشداردهنده درباره هزینه باز کردن فید در صبح اکران تبدیل شود.



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.