4 دقیقه
این فیلم مثل یک ماموریت تحویل که بههم خورده شروع میشود. یک لحظه برایان روی دوچرخهاش است؛ لحظهی بعد راکن سیتی در حال فروپاشی و هیولاها در خیابانها هستند. تنظیم ساده. تکاپوی بیامان. رزیدنت ایول زک کرگر شما را سریعاً به دل وحشت میاندازد و اجازه نمیدهد نفستان بند بیاید.
کرگر، که فیلمنامه را با شِی هَتِن هم نوشته، تلاش نمیکند چرخ را از نو اختراع کند. او فرنچایز را میزداید و با نگاه یک کارگردان ژانر وحشت که میداند چگونه شوک را با طنز زیرکانه پیوند دهد، آن را دوباره میسازد. فیلم به رویدادهای رزیدنت ایول ۲ (۱۹۹۸) اشاره میکند اما آن کابوس را به زبان مدرن بازپخش میکند. آستین ابرامز داستان را با نقش برایان پایهگذاری میکند، یک پیک دارویی که زندگی عادیاش به یک آزمون وحشتناک تبدیل میشود. او سرباز نیست، قهرمان ماورائی هم نیست؛ او مردی است با بدشانسی زمانی و ارادهٔ فراوان، و همین انتخاب، ارزشهای عاطفی غیرمنتظرهای برای فیلم به همراه دارد.
بازیگران مکمل بافت به فیلم میدهند بدون اینکه نقش محوری را بربایند. زک چری و کالی ریس سختی و سرسختی میآورند؛ پل والتر هوزر لبهای کمدی خشن و ناصاف به اجرا اضافه میکند. ترکیب بازیگران شبیه تکهپچ از آدمهای روزمرهای به نظر میرسد که در معرض خشونت فوقالعاده قرار گرفتهاند؛ حرکتی آگاهانه که فیلم را به هراس انسانی گره میزند تا قهرمانی نمایشوارهای بازی ویدیویی.
منتقدان عمدتاً از نتیجه استقبال کردهاند. در راتن تومیتوز فیلم با امتیاز ۹۷٪ از ۸۹ نقد قرار دارد؛ متاکریتیک امتیاز محکم ۷۹ از ۱۰۰ را از ۳۰ منتقد ثبت کرده است. این اعداد بازتابِ ارزیابی مشترکیاند: این یک فیلم ترسناک اصیل است که همزمان یکی از بهترین اقتباسهای بازی به فیلم تا کنون محسوب میشود.

نقدها نقاط قوت متفاوتی را برجسته میکنند. اسکرین رنت (۹۰/۱۰۰) به بدهی واضح فیلم به حس و حال جان کارپنتر اشاره میکند در حالی که به کرگر بابت امضای مشخص خودش، یعنی قاببندیهای پرتنش، ترسهای جسورانه و رگهای از کمدی تاریک، اعتبار میدهد. هالیوود ریپورتر (۹۰/۱۰۰) از صحنههای تخیلی و جلوههای خونآلود استقبال میکند و ریتمی را تحسین میکند که بندرت اجازه میدهد آدرنالین پایین بیاید. دِ وراپ (۸۵/۱۰۰) آن را شاید بهترین اثر کرگر میداند، یک چرخش تجاری غیرمنتظره که هنوز ردپای خلاقانهٔ کارگردان را نشان میدهد.
ایندیوایر (۸۳/۱۰۰) به نکتهای نادرتر اشاره میکند: اقتباسی که DNA مشترک بازیها و فیلمها را تقویت میکند بهجای اینکه تضعیف کند. ایجیان (۸۰/۱۰۰) و کالایدر (۸۰/۱۰۰) بر شکلگیری فنی فیلم تأکید میکنند—روایت بقا فشرده، جلوههای موجودات با دقت ساختهشده و اجرای نقش اصلی که آسیبپذیری را به جای تواننمایی میفروشد. حتی منتقدانی که تردید دارند، میپذیرند که این یک ورودی سرگرمکننده و با اعتمادبهنفس در مجموعه است: گاردین (۸۰/۱۰۰) تسلط کرگر بر ریتم و ترسهای پریدنی را تحسین میکند، در حالی که واریته (۸۰/۱۰۰) فیلم را سفری پرجنبوجوش و متحولکننده میداند که هرگز خود را بیش از حد جدی نمیگیرد.
نکات مخالف هم وجود دارد. ای وی کلاب (۷۵/۱۰۰) آن را یک فیلم درجهٔ ب ماهرانه میداند، صیقلی اما در چارچوب محدودیتهای فرنچایز قرار گرفته. امپایر (۶۰/۱۰۰) استدلال میکند که با وجود انرژی زیاد، شگفتیهای روایی فیلم محدودند، اما اعتراف میکند که طرفداران ژانر ترس احتمالاً از تجربهٔ فشرده و خونینِ نود دقیقهای لذت خواهند برد.
در ژرفای خود، رزیدنت ایول (۲۰۲۶) موفق است زیرا به کوچک بودن اعتماد میکند: بازیگران کم، دامنهٔ درگیری کوچک، وحشتهای عظیم. این اقتصاد، فیلم را به یک هدف واحد میرساند—زنده ماندن در طول شب—و وضوحی به آن میبخشد که بسیاری از اقتباسهای پرهزینهتر فاقدش هستند. فیلم دنبال تماشای صحنه بهخاطر نمایش صحنه نیست؛ اجزای آشنا را آنقدر پالایش میکند که دوباره تازگی پیدا کنند.
چه برای نوستالژی، طراحی موجودات یا برداشت تازهای از یک اسطورهٔ آشنا بیایید، این نسخهٔ رزیدنت ایول ادعای خود را مطرح میکند: اقتباسی از بازی که ابتدا به زبان سینمای وحشت گوش میدهد و سپس به درخواست طرفداران توجه میکند. آمادهاید تا از راکن سیتی عبور کنید؟




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.